تبليغاتX
تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت

تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت

انهاکه رفتند کار حسینی کردند.ما که هستیم باید کار زینبی کنیم

یا ایهاالذین امنوا ان کثیرا من الاحبار و الرهبان لیاکلون اموال الناس باالباطل و

 یصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب و الفضه و لاینفقونها فی سبیل الله

 فبشرهم بعذاب الیم (سوره توبه ایه 34)

 

ای کسانی که ایمان اورده اید, همانا بسیاری از علمای دینی و روسای روحانی و راهبان و عابدان

 گوشه گیر که اموال مردم را به ناحق می خورند و مردم را از راه خدا باز می دارند. کسانی که زر

 و سیم را اندوخته و انباشته و گنج می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند, انان را به عذابی

دردناک مژده بده!

نوشته شده در شنبه 1389/07/24ساعت 15:35 توسط آریانا|

دشمنان با این تبلیغات از چه چیزی میخواهند سود ببرند؟
نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/14ساعت 23:23 توسط آریانا| |

 

انچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟

همایش بزرگ جبهه متحد در درزشگاه ازادی

همایش بزرگ جبهه متحد در ورزشگاه ازادی

همایش بزرگ جبهه متحد در ورزشگاه ازادی

نوشته شده در سه شنبه 1391/02/12ساعت 23:9 توسط سیما| |

 

ساعت ۴:۳۰ عصر.      حاج اقا بالای منبر:

"شما خانم ها باید مثله فاطمه (س) باشید.باید فاطمی زندگی کنید." *

ساعت ۶ عصر.      حاج اقا همچنان همان جمله را تکرار می کند:

"شما خانم ها باید مثله فاطمه (س) باشید.باید فاطمی زندگی کنید."

دخترکی از میان جمعیت:

"حاج اقا! حضرت فاطمه چگونه بود که ما انگونه باشیم؟ زندگی فاطمی چگونه است؟"

حاج اقا(بالای منبر):

"دیگر این چیزها به شما مربوط نیست!دخالت بی جا نکنید! شما همان مثل حضرت فاطمه باشید و زندگی فاطمی داشته باشید کافیست!"

 

پ.ن:

* : شما می توانید چند اه و ناله که این رزوها خیلی مدشده است و جز توهین به شخصیت بزرگوار حضرت فاطمه چیز دیگری نیست را در این قسمت اضافه بفرمایید.

نوشته شده در سه شنبه 1391/02/05ساعت 19:19 توسط سیما| |

سفندیار رحیم مشایی روز سه شنبه در نشست ویژه راهیان نور:

جمهوری اسلامی نظام ولایت وحکومت بر قلبهاست
اساس جمهوری اسلامی بر مبنای واقعی شعار نه شرقی نه غربی است
 
مهندس مشایی در مناطق عملیاتی جنوب کشور
 
تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت- به گزارش شبکه ایران به نقل از ایرنا ، اسفندیار رحیم مشایی روز سه شنبه در نشست ویژه راهیان نور در مهمانسرای استانداری خوزستان افزود: صف آرایی دشمن در برابر اراده ملت، دولت و رهبر ایران ممکن است در سالجاری دشواری هایی را برای ما رقم بزند و این ناشی از تفاوت ماهیتی نظام ما با سایر نظام های حاکم بر دنیاست.

وی گفت : نظام جمهوری اسلامی با سایر نظام های دنیا متفاوت بوده زیرا اساس آن بر مبنای واقعی شعار نه شرقی نه غربی و وابسته نبودن به هیچ قدرت خارجی است.

وی با بیان اینکه غیر متعهدها زیادند ولی غیر متعهد واقعی تنها نظام جمهوری اسلامی است ، گفت: جمهوری اسلامی ایران با کوله باری از آموزه های مقاومت و ایثار راه آینده را بدون تکیه بر قدرت های خارجی طی می کند و در این مسیر دیپلماسی گسترده و فعال و ارتباط با دنیا تکلیف شرعی دینی و ملی ماست.

رحیم مشایی اظهار داشت : برقراری مناسبات عادلانه به نفع منافع ملی و دینی ما با توجه به واقعیت های سیاسی لازم است.

وی با بیان اینکه وابستگی به قدرت های دیگر هرگز در فکر و ذهن هیچ یک از آحاد ملت یا دولتمردان در ایران شکل نگرفته, گفت: نخستین درس و نتیجه این عدم وابستگی و این دیدگاه کلان مدیریتی و سیاسی این است که بر ظرفیت های درونی و محوری نظام کشور (ظرفیت های درونی هر فرد و توانمندی های درون کشور تواما) تکیه کنیم.

رییس دفتر رییس جمهوری گفت: باید با تمام توان برای برقراری ارزش های الهی بسیج شویم و تمام شکافها را در کشور پر کنیم, زیرا شکاف امکان شکنندگی وپذیرش قدرت و زور وفشار از بیرون را به وجود می آورد.

رحیم مشایی خاطرنشان کرد:تنها راه برای طی این مسیر نورانی اتکای به حق ،باور به وعده های الهی وشجاعت و ایثار و فداکاری و ثبات وپایداری دراین راه است که بارها مورد تاکید مقاوم رهبری نیز قرار گرفته است.

وی گفت : جمهوری اسلامی بیش از هر نظام سیاسی دیگری پیوسته خود را درمعرض قضاوت عمومی قرارمی دهد درحالی که در دنیا هر حزب و جریانی که برسر قدرت می آید تا پایان دوره حاکمیتی خود ، خود را از این قضاوت بی نیاز می بیند.

رحیم مشایی گفت: جمهوری اسلامی نظام ولایت وحکومت بر قلبهاست یعنی تنها نظامی است که مقبولیت به اندازه مشروعیت برای آن مهم است،بنابراین باید کاری کنیم که آحاد مردم چارچوب های فکری ورئوس اصلی نظام وتفکر ولایی آن را در جان خویش درک کرده و پذیرفته باشند.

وی ادامه داد: دراین سالها اگر این درک نبود محبتی هم به نظام وجود نداشت و محبت درسایه معرفت و شناخت ارزش دارد ، اگر امروز مردم نظام را از صمیم قلب دوست دارند به خاطر همین معرفت نسبت به مبانی فکری نظام است.

وی با اشاره به بحث کاروانهای راهیان نور تاکید کرد: رمز ماندگاری نظام و فداکاری برای آن این است که روحیه ایثار را در جامعه زنده نگه داشته ایم ،هرکس که نخواهد برای آرمان و عقیده خود هزینه کند نمی تواند در این مسیر قرار گیرد و امتحانهای الهی هم برای همین است که افراد در جامعه شناخته شوند و نیات درونی آنان آشکار شود.

نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/30ساعت 23:36 توسط آریانا| |

دکتر محمود احمدی نژاد در صحن علني مجلس شوراي اسلامي:

زندگي من مدعاي اين ادعاست كه همواره سعي كرده ام با عمل و بيان درست و ادبيات صحيح از ولايت دفاع كنم، تا نشان دهم، نظام ولايت،‌ نظام عدالت، كار، مهرباني و همبستگي است.

رئیس جمهور در مجلس

دكتر احمدي نژاد تصريح كرد : آيا بهتر نبود نمايندگان به جاي فشار به دولت بررسي مي كردند كه اين كمك ها(به مترو تهران) چگونه خرج شده است؟

تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت-دكتر محمود احمدي نژاد كه صبح روز (چهارشنبه) به منظور پاسخ به سوالات جمعي از نمايندگان در صحن علني مجلس شوراي اسلامي حضور يافته بود، در سخناني ضمن تبريك پيشاپيش عيد نوروز به ملت ايران و جامعه بشري، با اشاره به اينكه سوال از رييس جمهور طبق قانون حق مجلس است و وزراء و رييس جمهور نيز بايد نسبت به اين سوالات پاسخگو باشند، گفت: هيچ اتفاق ويژه اي در جريان سوال نمايندگان از بنده اتفاق نيفتاده و تنها جمعي از نمايندگان سوالات خود را مطرح كرده اند و بنده نيز پاسخگو خواهم بود.

رييس جمهور افزود: البته اين سوالات مدتهاست كه در جامعه با بيان ها و شيوه هاي مختلف در رسانه ها مطرح است و بنده آماده بودم پيش از انتخابات براي پاسخگويي به اين سوالات به مجلس بيايم اما با اين تصور كه ممكن است پاسخ به اين سوالات به گونه اي در فضاي انتخابات تاثير گذار باشد آن را به پس از انتخابات موكول كرديم .

ایشان فرمودند: رييس جمهور طبق اصل 113 قانون اساسي مجري قانون اساسي است و با استدلال مي گوييم كه نبايد اين موضوع به مجمع تشخيص مصلحت ارائه مي شد.


رييس جمهور در پاسخ به سوال بعدي جمعي از نمايندگان مجلس كه مدعي خانه نشيني 11 روزه رييس جمهور و پرسش درباره چرايي آن بودند، اظهار داشت: اين هم از آن حرفهاست! احمدي نژاد كجا و خانه نشيني و استراحت كجا؟!

دكتر احمدي نژاد افزود: از ابتداي دولت نهم تا به حال، اين دولت حتي يك روز كار را تعطيل نكرده است و همكاران ما از شدت و فراواني كارها فرسوده شده اند؛ اين وصله ها به اين دولت نمي چسبد.

رييس جمهور تصريح كرد: زندگي من مدعاي اين ادعاست كه همواره سعي كرده ام با عمل و بيان درست و ادبيات صحيح از ولايت دفاع كنم، تا نشان دهم، نظام ولايت،‌ نظام عدالت، كار، مهرباني و همبستگي است .

دكتر احمدي نژاد در پاسخ به سوال بعدي 79 نفر از نمايندگان مجلس درباره اين اظهار نظر وي مبني بر اينكه مجلس در راس امور نيست، خاطر نشان كرد : ما به همه نمايندگان و اركان مجلس ارادت داريم اما اين حرف بر مبناي يك استدلال نظري بيان شد و پاسخ آن هر چه كه باشد اگر با استدلال و منطقي باشد آن را خواهيم پذيرفت.

دكتر احمدي نژاد در واكنش به سوال ديگر جمعي از نمايندگان درباره زمان و نحوه عزل وزير امور خارجه در هنگام عزيمت وي به ماموريت در خارج از كشور خاطر نشان كرد : بايد ابتدا به اين سوال پاسخ داد كه چه كسي وزير خارجه را در آن مقطع به ماموريت فرستاده بود ، آيا رييس جمهور ايشان را به ماموريت اعزام كرده بود؟ بنده كه ماموريتي به ايشان نداده بودم!

رييس جمهور ادامه داد : وقتي كه به فردي گفته مي شود كه شما ديگر در مجموعه ما نيستيد آيا بايد براي اتفاقاتي كه بعد از آن مي افتد كسي پاسخگو باشد؛ عزل وزرا از اختيارات رييس جمهور است و جاي سوال ندارد.

دكتر احمدي نژاد در پاسخ به اين سوال جمعي از نمايندگان مجلس كه چرا دولت قانون حجاب و عفاف را اجرا نكرده است و خود را مجري آن نمي داند؟ با بيان اين كه آقاي مطهري در تشريح اين سوال توضيحات خوبي دادند و طي آن ديدگاه خود را به صورت كامل بيان كردند، گفت : بنده در اين موضوع چند حرف روشن دارم؛ چرا هر وقت پاي فرهنگ در عرصه اجتماع به ميان مي آيد مردم را متهم كرده و با آنها برخورد مي كنيم .

رييس جمهور افزود : ملت ايران با فرهنگ ترين و متمدن ترين ملت ها هستند كه اصول، ارزشها و معنويت امروز ايران اسلامي به مدد همت آنها حفظ شده و پابرجا مانده است ، چرا وقتي دنبال اشكالات و ايرادها مي گرديم ملت را زير سوال مي بريم ؟

دكتر احمدي نژاد ملت ايران را مومن، پاك و دوست داشتني توصيف كرد و اظهار داشت: نبايد به مردم توهين كرد، اگر جايي حركتي سازمان يافته براي تخريب فرهنگ و آسيب زدن به هنجارهاي اجتماعي ديده شد، تكليف بر همه روشن است و دستگاه قضايي بايد آن را پيگيري كرده و مورد رسيدگي قرار دهد اما نيازي به برخورد عمومي با توده هاي مردم نيست، بايد با توده هاي مردم با محبت رفتار شود و مبناي رفتار حكومت بر اساس محترم داشتن آبروي مردم باشد.

رييس جمهور تصريح كرد : نبايد خيلي به مردم ايراد گرفت و آنها را محدود كرد ، آنهايي كه در خيابان به آنها ايراد مي گيريم ، فرزندان خود ما هستند، بياييد با آنها محترمانه رفتار كنيم تا ببينيم چگونه همانگونه كه جنگ را اداره كردند و همانگونه كه تا به حال كشور را اداره كرده اند، اين مسير را ادامه خواهند داد.

دكتر احمدي نژاد تاكيد كرد : آيا مي شود وقتي قرار است انتخاباتي برگزار شود و يا در ايام ملي مثل 22 بهمن، دوربين را به سراغ همه افراد جامعه از هر تيپ و قيافه اي ببريم، اما پس از اينكه از آن مقطع عبور كرديم، يقيه همانها را در خيابان بگيريم؟ اين تناقض است و تناقض مشكل پيش مي آورد و بالاخره روزي مي رسد كه نمي توان از تناقض ها عبور كرد.

رييس جمهور خطاب به نمايندگان مجلس با طرح اين سوال كه كدام يك از ما به هيچ وجه مرتكب گناه نشده ايم، گفت : حرف من اين نيست كه ارتكاب گناه توجيه شود، اما وقتي ما مرتكب خطا و گناه شديم چه كسي با ما برخورد كرد؟ آيا فقط بايد با گناهان و اشتباهات ديگران برخورد شود و ما مستثني باشيم. از سوي ديگر وقتي رييس جمهور براي يك اظهار نظر در مجلس مورد سوال واقع مي شود آيا بايد گفت رييس جمهور حق اظهار نظر ندارد؟


رييس جمهور افزود : وقتي از ايران سخن گفته مي شود منظور يك جغرافيا و يك اسم نيست بلكه مراد يك فرهنگ است كه به آن افتخار مي كنيم چرا كه ايران يعني شيعه علوي و اسلام ناب محمدي (ص) .


رييس جمهور تاكيد كرد : سكوت دولت در مقابل اتهامات به معناي تاييد آنها نيست بلكه نشانه دلسوزي و توجه به منافع كشور است؛ تاكيد بر ايران و مكتب ايران چه عيبي دارد ؟ بنده به حكم رييس جمهور بودن و سوگندي كه خورده ام وظيفه دارم كه از آزادي در كشور دفاع كنم و جار و جنجال در كشور براي يك حرف و اظهار نظر را قبول ندارم .

دكتر احمدي نژاد گفت : ما ايراني هستيم، اين را مي گويم تا در تاريخ ثبت شود كه بنده ايران را دوست دارم و به آن عشق مي ورزم و آن را عين انقلابي و حزب اللهي بودن مي دانم و مدعي هستم كه حتي خدا هم ايران را دوست دارد چرا كه در مقابل همه قدرت ها ايستاده و حرف حق مي زند.


دكتر احمدي نژاد پرسيد : آيا مي شود با فشردن يك شاسي حائز مدرك فوق ليسانس شد ؟

رييس جمهور با اشاره به طرح اتهام تخلف يك ميليارد دلاري دولت از سوي ديوان محاسبات و جنجال گسترده و وسيع بر سر آن تصريح كرد : اين اتفاق در همين مجلس رخ داد و حدود 5 ماه دولت آماج حملات و تهمت هاي مختلف قرار گرفت و حتي در هنگامه انتخابات و در روز قبل از برگزاري انتخابات كه تبليغات انتخاباتي ممنوع است، رييس ديوان محاسبات در تلويزيون دوباره دولت را متهم به ارتكاب اين تخلف كرد ؛ اما بعد از انتخابات كه اثبات شد اين موضوع صحت ندارد هيچ كس حاضر نشد به اين مساله اعتراف كند و مجلس نيز حاضر نشد در صحن علني اين موضوع را مطرح كند.

دكتر احمدي نژاد ادامه داد: يكي از نمايندگان به رييس جمهور اعلام جنگ كرده و گفته است كه بايد با رييس جمهور جنگيد و همه اعضاي دولت را زد كه ما در پاسخ به ايشان مي گوييم كه رييس جمهور در كف خيابان هاست و نه زوري دارد و نه قدرتي و هر كس كه از راه مي رسد، تهمتي نثار رييس جمهور و دولت مي كند كه اتفاقا در هيچ مرجعي هم مورد رسيدگي قرار نمي گيرد، اما خوب است اندكي از اين تهمت ها نثار ديگران شود تا ببينيم چه روي مي دهد و متوجه شويم كه امثال آقاي جوانفكر چه مي كشند؟

رييس جمهور اظهار داشت : زماني نظام ارباب – رعيتي برقرار بود و عده اي ارباب بودند و عده بيشتري رعيت اما امروز همه ارباب شده اند و دولت رعيت.

دكتر احمدي نژاد مجلس ، ديوان محاسبات ، سازمان بازرسي كل كشور ، مجمع تشخيص مصلحت نظام و چندين نهاد و سازمان ديگر را از جمله ارگان هاي ناظر بر عملكرد دولت برشمرد و تصريح كرد : با وجود اين همه ناظر تا بحال حتي يك تخلف اساسي از دولت به اثبات نرسيده اما خوب است اين همه دستگاه ناظر سراغ دستگاه هاي ديگر هم بروند و به عنوان مثال ببينند منابع مالي اختصاص يافته از سوي دولت به شهرداري كجا و چگونه هزينه شده است ؟


رييس جمهور در پايان با بيان اينكه سوال هاي مطرح شده خيلي سخت نبود، اظهار داشت : به نظرم طراح اين سوالها از همان كساني بود كه با فشردن يك شاسي فوق ليسانس شده بود و اگر براي طرح اين سوالات با دولت مشورت مي شد سوالات خيلي بهتري طراحي و ارائه مي شد، اما حال كه دولت علاوه بر پاسخ كامل به اين سوالها مطالب ديگري را نيز خدمت نمايندگان مجلس ارائه كرد از نمايندگان محترم مي خواهم تا با انصاف به دولت نمره بدهند و تاكيد مي كنم كه اگر بخواهيد كمتر از نمره بيست نمره اي به دولت بدهيد بي انصافي و نامردي است.

متن کامل اظهارات رئیس جمهور در ادامه مطلب

منبع

سخنان رئیس جمهور خود کامل و گواه همه چیز است

والسلام

اللهم عجل لولیک الفرج


+حضور ریاست جمهور در سرزمین نور مناطق عملیاتی جنوب ایران

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1390/12/26ساعت 15:8 توسط سیما| |

قضاوت با خودتان

دیشب داشتم شبکه های خبری جهان به ویژه غربی را تماشا میکردم ببینم چه واکنشی به انتخابات ایران و حضور مردم نشان میدهند که "یورو نیوز" یک کلیپ سیاسی از انتخابات ایران پخش کرد که مردم درحال رای دادن بودند گزارشگر با اشاره به اینکه اصلاح طلبان و برخی مخالفان حکومت اسلامی این انتخابات را تحریم کرده اند گفت:" اما حکومت میگوید استقبال خوبی شده است و مخالفان میگویند تعداد کمی شرکت کردند!!"

تحلیل یورو نیوز از انتخابات ایران

سپس فیلم دکتر احمدی نژاد را هنگام رای دادن نشان داد و گزارشگر گفت:"البته کارشناسان می گویند «بازنده» اصلی این انتخابات محمود احمدی نژاد بوده است چراکه طرفداران او توانستند فقط 7 درصد کرسی های مجلس را تصاحب کنند کارشناسان دلیل ان را تورم 50 درصدی(!!) و اوضاع نابسامان اقتصادی و تحریم های شدید را که دولت احمدی نژاد برای مردم ایران به وجود اورده است می پندارند.محمود احمدی نژاد در هفته های اتی باید پاسخگوی مجلس نیز باشد مجلس چندین بار است که به رئیس جمهوری ایران تذکر می دهد که با پادرمیانی ایت الله خامنه ای حل و فصل می شود پادرمیانی هایی که جایگاه رهبر ایران را هم تزلزل بخشیده است وایت الله خامنه ای به علت حمایت هایش از محمود احمدی نژاد  بسیار تضعیف شده است.اما اگر رهبرایران دست از حمایت هایش بردارد مجلس ایران می تواند رای به عدم کفایت احمدی نژاد دهد"

 


 دوستان  بنده مدتی نیستم عازم سرزمین نور جنوب ایران هستم

شما این ۲پست اخر رو دریابید

یاعلی

نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/17ساعت 0:18 توسط سیما| |

سرکوب تبلیغاتی و رد صلاحیت ها کثیر علت حضور نداشتن حامیان احمدی نژاد در مجلس نهم

جبهه گفتمان انقلاب اسلامی

 امار منتشر شده از منتخبین مردم برای مسند نمایندگی مجلس به خصوص در تهران حاکی از ان است که مجلس نهم رابطه بهتری با دولت نسبت به مجلس هشتم نخواهد داشت.

چراکه اکثریت افرادی برای حضور در مجلس نهم اعلام کاندیداتوری کرده بودند و خط فکری انها نزدیک به دکتر احمدی نژاد بود با اتهاماتی همچون "عدم تابعیت از قوانین جمهوری اسلامی" رد صلاحیت شدند. رد صلاحیتی که کاملا مشخص بود از روی حب و بغض های شخصی برخی افراد بوده است اما از انجا که شورای نگهبان یک نهاد قانونی است توسط حامیان احمدی نژاد پذیرفته شد زیرا از تاکیدات امام خامنه ای نیز بود.

اما سوال بزرگ اینجاست "اگر حامیان تفکر احمدی نژادی که امروز توسط طیفی خاص جریان انحرافی خوانده می شود با شرکت در انتخابات و تلاش برای اشناسازی مردم با خط فکری و دغدغه های خود قادر به کسب ارا نبود؟"

دکتر محمود احمدی نژاد هنگام رای دادن

با توجه به سرکوب تبلیغاتی بسیاری که از سوی برخی نهادهای امنیتی و قضایی کشور به خصوص فیلترینگ خبرگزاری ها و وبسایت های حامیان دکتر احمدی نژاد انجام گرفت و رد صلاحیت کامل حامیان وی  گروه های فراجناحی مانند حامیان گفتمان انقلاب اسلامی با ورود به عرصه انتخابات قادر به کسب ارا برای ورود به مجلس نبودند؟

این حرکتی که به صورت رد صلاحیت گسترده صورت گرفت بیشتر "پیش دستی" بود برای جلوگیری از کسب ارا توسط حامیان دولت.یعنی میشود گفت رد صلاحیت حامیان دولت از خوف رای اوردن در انتخابات و ورود به مجلس و تشکیل ائتلافی بزرگ که خود سبب جذب افکار عمومی است و وسیع تر شدن تبلیغات ای خط فکری و در نتیجه اشنایی بیشتر مردم با حامیان دولت و مشی فکری شان بوده است.

از مشکلات قبل از انتخابات که بگذاریم دیده میشد که دشمن در تلاش بود که حامیان رد صلاحیت شده دولت انتخابات را همچون طیف های طرد شده اصلاح طلبان و فتنه گران "تحریم" کنند اما خوشبختانه با توجه به درایت و بصیرت حامیان دولت و خود شخص ولایت مدار ریاست محترم جمهوری برای حضور پرشورتر در عرصه انتخابات خاری شد بر چشم دشمنان ایران و اسلام.

رهبر معظم انقلاب هنگام رای دادن

اما براساس وظیفه شرعی و قانونی خود بنده با اینکه طرز تفکرم با اکثریت قریب به اتفاق مجلس نهم سازگار نیست تابع قوانین جمهوری اسلامی بوده و این مجلس را به عنوان مجلس نهم کشورم می پذیرم و امیدوارم در انتخابات های اتی فضای گفتمان و اندیشه بازتر و ازادتر باشد و جبهه ای به ان صورت که دیدیم ردصلاحیت نشده و تخریب نشود تا مجلسی قوی و ازاد و بصیر و ولایت مدار داشته باشیم.

به امید سربلندی ایران اسلامی و دولت اسلامی

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در دوشنبه 1390/12/15ساعت 1:21 توسط سیما| |

نامه حامیان جوان دولت اسلامی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛

سلامی به صلابت سخنان آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست!

سلام و می دانیم که می دانید جسارت، اقتضای دوران جوانیست و این جوان اگر ذره ای تب مکتبی از نوع عاشورایی داشته و احیاناً احمدی نژادی هم باشد، می شود بت شکن و تابو برانداز و ضد محافظه کاری و همان که حافظ می گفت: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟!»

راستی پس از سلام و پیش از هر علیکی، رئیس جمهورا، ای کاش گام به وادی ریاست جمهوری نمی گذاشتید در این روزگار غربت ولایت و حاکمیت باندها و تقسیم غنائم و رانت ها! و مگر نه اینکه قبل از شما، مملکت گل و بلبل بود و شمع و گل و پروانه، جمعشان جمع و در کوچه و خیابانهای شهرها و به خصوص روستاها (با لهجه و بی لهجه)می خواندند: «همه چی آرومه ! همگی خوشبختیم !!!»

بگذار تا برای یک بار هم که شده نگذریم ... ، دوران سکوت بود و سازندگی سدهایی که انگشت صدها پطروس هم نتوانست سوراخشان را بند بیاورد! کرباسچی ها بزرگراه غرب را توسعه دادند! فائزه ها، زنان را بر زین دوچرخه ها به هواخوری می فرستادند؛ رفیق دوست ها، بنیان اختلاس های میلیاردی را می گذاشتند! کارگزاران عزیز از کیش تا آنتالیا و جزایر قناری روی بیت المال عرق می ریختند به شدت! و چه باک اگر مستضعفان روز به روز ضعیف تر شوند و صدای استخوان کارگران و کارمندان قراردادی و روز مزد همزمان با برافراشته شدن کاخ ها سر بر آسمان برآورد! و فریاد هل من ینصرنی رهبری در گوش آسمان طنین انداز شود در مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض.

حیاط خلوت دولت عشرتکده ای بود که شهریه پارو می کردند و مدیر و وکیل الرعایا می ساختند با مدرک آزاد! و امان از آزادی! که این نعمت الهی و دستاورد انقلاب نیز به دست نااهلان افتاد و تسامح و تساهل فرهنگی شد شعار نامحرمان که ثار ا.. را قربانی خشونت علی (ع) فرض کردند و وحی را ثمره تجربه شخصی پیامبر اکرم (ص)! به سادگی آب خوردن، زیراب همه چیز را می زدند و به اسم خصوصی سازی همه چیز ، اختصاصی می شد!!!

کوران شعر بود و شعار! گفتمان و گفتگوی تمدنها به نافمان می بستند که سوت و کف بزنیم تا کف بالا بیاوریم و نپرسید کسی که نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد؟! دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد؟! و باز، بازی همان بود که بود؛ کارگزاران و مجاهدین ، مشارکت داشتند و پتروپارس و المکاسب هردو به طرفه العینی، محکم محاکمه و محکوم شدند؛ شدند؟!

شهرام جزایری ها مشاوره اقتصادی می دادند و زنجیره نشریات بر کیسه سپرده حج و زیارت مردم، بسته شده بود و می بستند دهان مخالفان را برغم شعار فریبنده «زنده باد مخالف من» و همان روزها که حضرت آیت الله مصباح یزدی را به جفا تئوریسین خشونت می نامیدند خبری از پایدارای و لیست های حامیان ایشان نبود؟! بود؟!

تعلیق را هم می پذیرفتیم و از تاول تنش زدایی مفرط، آویزان اشارات بوش پسر شدیم!!! و چه بد دست به سر شدیم و خاک بر سر که خون به جگر زعیم زمان شد در حادثه کوی دانشگاه! آری، رئیس جمهورا، کاش رئیس جمهور نمی شدید در این کوران و بحران و وانفسای آخرالزمان!؟

زمانی که رسم است رأی ها را با گل یاس و لباس خلبانی و لیست حزبی و زیبایی پوستر و بزرگی بیلبورد و نان و نام و رنگین نامه های تبلیغاتی و روزی نامه ها جابجا کنند، شما را چه می شود که از عدالت دم می زنید؟! و حیا نمیکنید از احیای گفتمان انقلاب اسلامی آن هم از نوع اسلام انقلابی و ناب محمّدی (ص) !؟ و مگر نه اینکه گفتمان امام (ره) را میوه ممنوعه انقلاب و تاریخ مصرف گذشته و ارتجاعی معرفی می کردند ... آخر، رو کردن دست های آلوده را باید شعار داد برای روکم کنی! نه اینکه واقعاً رو کرد!؟

ایمان قلبی و اقرار به «آمنو» چه اشکالی داشت که عمل صالح را هم ضمیمه دانستید؟ مگر آقازاده ها چه هیزم تری به شخص شما فروخته بودند که به خاطر مردم،آقایانشان را برآشفته کردید!؟ و تصویر همسرانشان را در رسانه ملّی رسوا می کنی نه شطرنجی!؟ و دم از بیرون کشیدن بیت المال از کابین زنانشان می زنی!؟ و خیال تخریب کاخ سبز حضرات را داری!؟

 کاش می شد و می توانستی و می توانستیم بگذاریم همچنان قرآنها بر سر زبانها بمانند و بگذریم از اینکه نهج البلاغه ها، دکور کتابخانه های چوب گردویی باشند!؟ و بیت المال، مال البیت شود!؟ و یارانه ها همچنان به جیب زیاده خواهان و شادخواران،سرازیر گردد؛ تو را چه به خاموشی شمع بیت المال!؟ تورا چه به مالک اشتر و مقداد و عمّار بودن!؟

مگر طلحه الخیر و زبیر سیف الاسلام و ابوموسی اشعری و خواجه ربیع الگوهای ظاهر الصلاحی نبودند!؟ و چه بسا رجال و صاحب منصبانی که پیمان خدا از علما مبنی بر برنتابیدن پرخوری شکم بارگان و گرسنگی مظلومان را از قول مولی علی(ع) نشنیده اند!؟ و از کلام امیرالمؤمنین (ع) روزه سکوت گرفتن و شتر بی شیر و بی سواری شدن در روزگار فتنه را فقط فهمیده اند و چه سخت است ابوذر ماندن در این زمانه! وقتی بازار رابطه بازی و گفتگو با آمریکا (مستقیم و غیرمستقیم) در شعر و شعارها داغ است استکبارستیزی و استقلال هم شد شعار که «می شود» و «می توانیم»؟!

یاد کردن از آن یار غایب از نظر و ذکر ولایت گفتن در مرکز غربت انسانیت و مرداب قدرت کفر، چه معنایی دارد!؟ آوای توحیدی و پافشاری بر عدالت و مهرورزی و نشان دادن حیات طیبه و انسان کامل به عنوان اسوه جهانیان و حکومت مهدوی برای جهانی شدن در سازمان ملل، هزینه دارد!؟ مگر آنها که خودشان را مجسمه دین معرفی می کردند و به نام اسلام، شاخص های خودشان را به مردم نشان می دادند و دکان دین مداری باز کرده بودند چه شدند !؟

همین کارها را کردی که ولایت پذیریت با ذوب در ولایت دکانداران متفاوت شد و شدی مغضوب و منحرف!؟ اگر می خواهی هوگوچاوز را مسلمان کنی از همان افق برج میلاد، زیبایی های اسلام را برایش توصیف کن دیگر چرا به آستان امام رضا (ع) می آوریش که هزاران تهمت و برچسب نثارت کنند!؟ که حرامی به حرم آمد و همه جا نجس شد و وااسلاما و وااماما !!!

راستش را بخواهید دکتر، خوب که بخاطر می آوریم خاطرات این چندساله را که به شرایط بدر و خیبر رسیدیم می بینیم اساس کاندیدا شدنتان از ابتدا اشکال داشت و می دانیم که می دانید باور نمی کردند که بیایید! و چون آمدید نروید! و چون منصرف نشدید بمانید! و چون ماندید رأی بیاورید !؟

 باور کنید باور نداشتند بارور شدن اندیشه های انقلابی مردم و بلوغ سیاسی آنان را که علیرغم عکس ها و موج تبلیغات احزاب و هجمه تخریبی رسانه های موجود آن زمان، مردمی از جنس خودشان را برگزینند!؟ و البته به لطف حضرت حق شد و قدرت توده ها به کرسی نشست؛ پس چه توهین ها که نکردند!؟ و جالب اینکه حتی پس از جلب آرای قاطع مردمی و تنفیذ هم گمان نداشتند به توفیق و دوام دولت محمود، آن هم با کابینه ای غیر حزبی و بلکه 70 میلیونی و مردمی!؟

باور کنید باور نمی کردند که هستید بر آن عهد که بستید با مردم و می مانند مردم با شما که سالها فاصله از پابرهنه ها و آحاد مردم خوی شان را عوض کرده بود و بیخود نبود نمی شنیدند یا نمی خواستند بشنوند فریادهای مکرر ولی امر مسلمین جهان را مبنی بر ضرورت ساده زیستی و پرهیز از اشرافیگری و ذی طلبگی و مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض و ... که متاسفانه، برخی عوضی شده بودند. و البته ساده نبود ... برگرداندن قطار انقلاب خمینی بت شکن (ره) به ریل حقیقت و عدالت که همان خط ولایت بود و این امر خطیر، خطرپذیری بالا میطلبید و عزمی راسخ و مستلزم صبر و استقامت و تحمل مصائب بسیار بود و پذیرش طعن ها و تنه ها و طعنه های گزاف و اگر نبود تأییدات حضرت دوست و دفاع جانانه امام امّت، خامنه ای نستوه؛ چه ها که نمی کردند!؟ و عجبا که مگر نمی کنند!؟

آری، جناب احمدی نژاد، مگر چشم های پف کرده و خواب آلود قبلی ها را چه می شد که اینهمه بی خوابی و مجاهدت را به جان خریدی و حامیانت را خار چشم خوش نشینان و شادکامان! آخر عنوان «کار» هم شد پسوندکه برای دولتت برگزیدی که مقدمه نیل به دولت اسلامی و کریمه امام عصر (عج)باشد؛ آیا عناوینی مانند سازندگی و اصلاحات برازنده تر و خوش آهنگ تر نبود!؟ آهنگ رشد چشم انداز 20 ساله را مگر بیکاری که شش ساله بپیمایی!؟

بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی و سلولهای بنیادی و رشد علمی و انواع اختراعات را چه حاصل!؟

زمانیکه همه اینها ارزش یک 90 ساختن و لااقل 90 دقیقه نشان دادن و تحلیل و بررسی کارشناسانه یک مسابقه فوتبال دربی (یا شهرآورد) را برای رسانه ملی ندارد!؟ و چه باک ، که به فضل خدا، مصرف سوخت کنترل شد و ایران اسلامی هسته ای! و دولت، کوچک و کوچکتر ؛ هر چند که کوچک شمردند اینهمه خدمات را و کور بود دیدگان رسانه هایی که شبنم شوق چشمان توده های محروم را در سفرهای استانی به اشک و آه تفسیر کردند!؟ و کوه همت دولت را کاه و کاه مسائل و تنگناها را کوه بحران نمایاندند!؟

فضایی شدیم ندیدند، صادرات و وارداتمان به مرز برابری رسید انکار کردند و گام های بلند پیشرفت در مسیر رشد اقتصادی و مردمی شدن اقتصاد را وارونه جلوه دادند!؟ جالب آنکه در این اثنا، آمارها را هم غیرمستند و ساختگی می خوانند، که چرا با اغراض آنها نمی خواند!؟ و باور ندارند که با وجود تورم های تحمیلی متغیر، فاصله طبقاتی و ضریب جینی کم شد، حقوق کارمندان پلکانی بالا رفت! بازنشستگان جان گرفتند! در تولید سیمان و فولاد و خودرو و آلومنیوم، زبانزد خاص و عام شدیم؛ بومی و متکی بر دستاوردهای داخلی گردیدیم و باز هم خفاش گونه به تیرگی تعبیر کردند ... سرمایه گزاری در صنعت نفت و طرح مسکن مهر به ثمر نشست ... و در ماجرای کنترل بازار سکه و ارز و بحران قیمت خانه و تحریم ها، منزوی نشدیم و منفعل هم، هم.

 و البته اصلا جز این انتظار نمی رفت که دولتی که یارانه هدفمند می کند هدف تیر بلا نباشد، که چرا طوفان به دل رانتخواران کرده! چه مظلومی احمدی نژاد؛ و امروز شاید مظلوم تر از همیشه که برخی به ظاهر یاورانت هم همراهت نیستند که نمی توانند باشند و بلکه تاب نمی آورند و مگر نه اینکه دشمنان ولایت هم با عدالت او درافتاده و می ستیزند!

آری ریاست جمهور عزیز، ایکاش نمی آمدی و نمی شد و نمی توانستیم! تا که امروز چشممان به جمال برخی متملقان و چاپلوسان بر مسندها چسبیده روشن نباشد که در قامت سینه چاک شما

 

بیانیه مهم جبهه توحید و عدالت + اعلام اسامی نامزدهای حوزه انتخابیه تهران

نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/10ساعت 0:1 توسط آریانا| |

 سوال از رئیس جمهور یا القای انحراف دولت؟

وقتی تحلیل های نادرست و مغرضانه مطهری میشود ایرادات دولت!

امام خامنه ای در نماز جمعه۹/11/90:انقلاب از خط اصلی خود منحرف نشده است

با نگاهی اجمالی به متن زیر که از ان سوال از رئیس جمهور یاد می شود کاملا میتوان فهمید که قصد راه اندازان پروژه استیضاح رییس جمهور به هیچ وجه نمی تواند صلاح نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم باشد.

بازی سیاسی به چه قیمتی؟

نامه داخلی مجلس شورای اسلامی امضا کنندگان سؤال از رئیس جمهور در جلسه روز چهارشنبه 12 /11 /90 ساعت 7:15 در محل کمیسیون تلفیق:

1- چرا قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلانشهرها و حمل و نقل عمومی سایر شهرها علیرغم نیاز مبرم این شهرها به روانسازی ترافیک خصوصا با آغاز هدفمندی یارانه‌ها، حامل‌های انرژی، ابلاغ و اجرا نشد.

2- طبق آمار اعلام شده از سوی برخی مسئولین اقتصادی نرخ رشد اقتصادی کشور در سال 89 حدود 4.5 درصد بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوی صندوق بین‌المللی پول را بپذیریم، به حدود 3 درصد بوده است در حالی که طبق برنامه باید حداقل 8 درصد باشد؛ آیا این امر حاکی از ضعف مدیریت اقتصادی کشور نیست؛ همچنین با این نرخ رشد آیا ممکن است یک میلیون و 600 هزار شغل در کشور ایجاد شده باشد.

3- در اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی تاکنون به درستی پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزینه تولید کالا و محصول و آسیب دیدن بنگاه‌های اقتصادی شده است؛ چرا دولت مقید به اجرای قانون مجلس نیست.

4- مقاومت 11 روزه جنابعالی در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب مبنی بر ابقای حجت‌آلاسلام مصلحی وزیر محترم اطلاعات چه توجیهی دارد.

5- این سخن جنابعالی که مجلس در راس امور نیست، چه هدفی را دنبال می‌کند.

6- وزیر ورزش و جوانان پس از 5 ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان با نامه‌ای غیرمعمول به مجلس معرفی شد. آیا این امر نوعی تلاش برای گریز از اجرای قانون نیست.

7- مبلغ هزار و 500 میلیارد تومان بودجه ارتقای شاخص‌های فرهنگی کشور در قانون بودجه سال 1389 چگونه هزینه شده است.

8- چه ضرورتی وجود داشت آقای منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه در زمان ماموریت خود به سنگال عزل شود، به طوری که علاوه بر تحقیر شخصیت ایشان نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان آسیب ببیند.

9- چرا جنابعالی با علم به اینکه انتقاد از برخی مجریان قانون عفاف و حجاب در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بدتر شدن وضع پوشش اسلامی در جامعه خواهد شد در برنامه زنده تلویزیونی ضمن متهم کردن برخی مجریان این قانون برخلاف اجماع فقها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است. از دولت سلب مسئولیت نمودیم و پس از مخالفت گسترده مراجع تقلید، ائمه جمعه، علمای بلاد و نمایندگان مجلس با سخنان شما در مصاحبه زنده تلویزیونی بعدی اعلام کردید که سخن من همان است که گفتم؛ این رفتار شما چگونه توجیه می‌شود.

10- چرا نظریه ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام را که توسط رئیس دفتر شما بیان شد علیرغم ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام تائید و بر آن تاکید نموده و باعث تنزل جایگاه انقلاب اسلامی و زنده شدن تعصبات قومی در میان مسلمانان و سوءاستفاده مخالفان وحدت اسلامی گردیدیم. اصولا چرا ازگروه موسوم به جریان انحرافی علیرغم هشدار و اعلام خطر علمای بزرگ اعلام برائت نمی‌کنید. بلکه از این افراد دفاع می‌نمایید.


برخی از این اشکالات شاید وارد باشد  اما  سوالات 4،5،6،8،9و10 نگاه یک طرفه است

سوال 4 خود اشکال اساسی دارد "مقاومت در برابر حکم رهبری" بازتاب این کلمه در ذهن افراد چه  چیز را تداعی میکند و تا چه اندازه با حقیقت فاصله دارد؟ایا مجلس باید سخنان عده ای از افراد از طیفی خاص را منبع خود قرار دهد؟مطرح کنندگان این مسئله از مقابل هم قرار دادن دولت و مقام عظمای ولایت چه سودی می برند؟چرا ضمن تاکید مقام مقام عظمای دولت عده ای در راستای وحدت بین قوا نمی کوشند و این چنین سوالات خلاف واقع را مطرح می سازند که سبب ایجاد تفرقه نیز خواهد شد؟ایا این افراد خود در مقابل حکم رهبری معظم که بر کنار گذاشتن اختلافات و در راستای وحدت گام بر داشتن قوا تاکید فرمودند نایستاده اند؟ایا تهمت به رئیس جمهور مکتبی و دولتی که رهبری معظم درباره شان فرمودند"با روی کار امدن این دولت قطار انقلاب به ریل خود بازگشت" اقدامی اسلامی است؟ایا استیضاح رئیس جمهور که با مانور تبلیغاتی وسیع رسانه ها ی غربی و ضدانقلاب همراه بوده به  نفع منافع ملی است؟ایا عده ای  صندلی های سبز مجلس  را فرصتی برای عقده گشایی یافته اند؟

درسوال 8 به این اشاره شده که با عزل اقای متکی به دیپلماسی ایران ضربه وارد کرده است  سوال بزرگتر اینجاست ایا  اجرا کردن برخی سیاست ها که خلاف نظر رئیس جمهور است به دیپلماسی ضربه وارد نمی سازد  چرا عده ای برای فرار از حکم عزل خود به کشورهای دیگر سفر میکنند درحالی که خود براین امر واقف اند که باید مطیع امر مافوق خود باشند ایا این حرکات به منافع ملی اسیب وارد نمی سازد؟از موضع اقای متکی در این روزها کاملا مشهود است که چرا این قضیه اینقدر بزرگنمایی شده درحالی که از طرف مقابل خطای بارزی توسط اقای متکی انجام گرفته است؟چه خواسته سیاسی پشت مطرح کردن این سوال است؟ایا این اقدام جز تبرئه اقای متکی  که از اعضای فعال "جبه متحد اصولگرایان" است نمی باشد؟

کاملا از طرح سوال9 میتوان فهمید که اقای مطهری ان را مطرح کرده اند.امر به معروف در اسلام واجب است اما ایا حمله به جوانان و برخورد نامناسب با انان سبب تغییر در حجاب انان می شود و ایا این حرکت نهی از منکر است؟این اقدام جز صدمه به برخی باورهای اسلامی چه چیز دیگری به دنبال دارد؟اگر این قانون موثر بود چرا وقتی در سال1385 اجرایی شد اوضاع بهبود نیافت؟ مگر در قران مجید نیامده "لااکراه فی دین قد تبین رشد من الغی"؟ایا ترویج فرهنگ عفاف و حجاب با زور و ضرب و شتم ممکن است؟ایا همراهی مجلس با دولت در فرهنگ سازی قوی اسلامی به خصوص در دانشگاه ها و مدارس برای ایجاد کرسی های ازاد گفتمان حجاب و عفاف در اسلام و ایجاد برنامه های برنامه ریزی شده با حضور افراد اگاه به اسلام تاثیرات مفیدتری نخواهد داشت؟ایا در عصر تکنولوژی با حبص کردن دختران و برخورد با پسران میتوان فرهنگی را ترویج کرد؟اگر میشد پس چرا علمای ما به ویژه استاد شهید مطهری این کارها را نفی نمودند؟مطمئنا اقایان هم بر این موضوع واقف اند و هدف از طرح این سوال کینه شخصی بوده است.

در سوال 10 تحریف رخ داده است ایا این مسئله جایگاه مجلس را تنزل نمی بخشد؟چرا باید مجلس شورای اسلامی به به یک موضوع خلاف واقع استناد کند؟چرا عده ای از نمایندگان سعی در نشان دادن تقابل مکتب ایران اسلامی و مکتب اسلام حقیقی دارند؟وبا تحریف سخنان سخنران سعی در ایجاد اختلاف میان علما و دولت می کنند؟ایا مکتبی که اقای مشایی از ان گفت تقابل با ارمان های انقلاب اسلامی بود یا جلوه همان ارمان ها بود؟

به زودی به این متن اضافه  خواهد شد.

لینک های مرتبط:

عده ای با سوال از رییس جمهور می خواهند بغض و کینه خود را خالی کنند

بعضی از سوالات مطرح شده از اختیارات رییس جمهور است

رئیس جمهور نمایش انتخاباتی در مجلس را خنثی کند

سئوال از رییس جمهوری به وحدت مسئولان خدشه وارد می کند

طرح سؤال از رییس جمهوری در شرایط فعلی یک نوع تندروی سیاسی است

طرح سوال از رییس جمهور به ضرر منافع ملی است


نامه ای که پرده از اعمال یک مدعی برداشت.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/19ساعت 22:6 توسط سیما| |

سلطنت دانشگاه ازاد

ما میگیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه!

ما میگیم خر نمیخوایم پالون خر عوض میشه!

فرهاد دانشجو رئیس جدید!!سلطنت در دانشگاه ازاد

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/17ساعت 1:21 توسط ترانه| |

 روحانیت امروز، پاسخگوی نیازهای اسلامی مردم نیست

                                                     هو قاض بلاحیف

اگر من امروز راجع به این موضوع دارم می نویسم شاید برخی افراد توهین به روحانیت تلقی می کنند درحالی که اصلا این چنین نیست و من فقط براساس وظیفه اسلامی خود می خواهم وظایف "برخی افراد" را یاداوری کنم چون فکر می کنم تزلزل اسلامی که ما امروز در جامعه می بینیم 70% ان ناشی از عمل نکردن "برخی افراد" به وظایف خود است.

روحانیت

«روحانیت» با معنی اصلی خود در اسلام پایه ای ندارد اما در سال های اخیر به عنوان یک فرد عالم به مسائل دینی تلقی می شود زیرا اسلام فرد روحانی را نمی پذیرد و تاکید بر هر دوبعد انسان دارد."روحانی" فردی است گوشه گیر و به ظاهر معنوی که خیلی کم در کنار مردم دیده می شود و عملا یک فرد تک بعدی است (=روحانی در مسیحیت) اما اسلام این فرد را قبول نمی کند. ما دراسلام "عالم دینی" داریم. عالم دینی کسی است که علاوه بر ارتباط قوی روحی با خداوند، به مردم بسیار نزدیک است و او را همیشه در صحنه می بینی.عالم دینی کسی است که به علت مطالعه ای که بر روی دین داشته پس بر دین عالم تر و واقف تر است و به همین دلیل راهنما، پیشوا و در یک کلام «امام» مردم است و در کنار مردم و راهنمایی انان وباتکیه بر پروردگار برای ساخت جامعه اسلامی می کوشد؛ که همچنین فردی با یک "روحانی" که شبانه روز در معبد نشسته عبادت می کند کاملا متفاوت است و امروزه متاسفانه جامعه "روحانی" را همان عالم دینی می پندارد.

البته "عالم دینی" نباید تنها عالم باشد بلکه باید «عامل» و «عاقل» نیز باشد زیرا فردی که علم دارد اما ان را بکار نمی گیرد و به ان عمل نمی کند و در مورد ان فکر نمی کند هم از نظر اسلام برای پیشوایی مردم قابل تایید نیست و البته موضوع اساسی تر انکه "عالم دینی" علاوه بر اینکه باید در کنار مردم باشد، باید مانند انها هم باشد؛یعنی یک "عالم دینی" باید مانند مردم زندگی کند، مانند مردم غذا بخورد و لباس بپوشد و خانه اش اندازه خانه مردم و «حق» فرزندش اندازه حق فرزند مردم باشد نه اینکه "عالم دینی" صبح از رختخواب نرمش بلند شود و سپس برای ترک خواب الودگی سنا و جکوزی را به راه کند سپس با ماشین اخرین مدل به بین مردم بیاید و برود بالای منبر سخنرانی کند و خود را در کنار مردم جا بزند و عصر به خانه برگردد، سری به استخر بزند تا "اقازاده"ها کلاس اسب سواری شان تمام شود و از ویلا برگردند و بعد با اقازاده ها به رستوران برج میلاد رفته و دلی از عزا دراورند و فردا چمدان ها را بسته و تهران را به مقصد جزایر قناری ترک کنند!(نکته:تعاریف مذکور نمادین است) یا اینکه عالم دینی انگونه «بیخیال» نباشد درحالی که مردم در فقر به سر می برند(فقر فرهنگی + فقر اقتصادی) او فقط به فکر جیب خودش باشد و شکمش همپا با قیمت طلا بالا بیاید!

"عالم دینی" نباید انقدر «ساده لوح» باشد که در مواقع "فتنه" افکار مردم را مخدوش کند و نفهمیده یا فهمیده به نفع دشمن قدم بردارد."عالم دینی" نباید در روضه ها فقط ناله بزند و زاری بکند بلکه او می بایست با موشکافی «هدف» امامان ما به تبیین خواسته اسلامی انان بپردازد و جامعه حال را به «تقلید» از امامان فرابخواند. "عالم دینی" باید در کنار مردم بنشیند و با انها «بحث» کند.به مردم و به خصوص جوانان اجازه اظهار نظر بدهد و خود یک طرفه اظهار فضل نکند و ان قدر «اگاه» باشد تا بتواند با دلایل منطقی اسلامی ان ها را قانع سازد و از مردم فراری نباشد و بحث و مناظره با مردم را توهین به خویش و اسلام نداند بلکه خود برای ایجاد یک «گفتمان ازاد اسلامی» با هدف راهنمایی مردم بکوشد. همچنین وی باید عقاید و تفکرات و خواسته های خویش را برای مردم روشن بسازد اینگونه نباشد که هرطرف باد بوزد و «مصلحت اسکناسی» باشد اوهم به همان سمت برود و اگر نتوانست مردم را قانع کند دست به توهین و تحمیل عقاید نزند. مردم نباید از گفت و گو با "عالم دینی" یا انتقاد از او هراس داشته باشند و "عالم دینی " به ان ها این اجازه را بدهد که از عقاید خود بر اساس قران و اسلام دفاع کنند و فضا را باز بگذارد تا مردم به اسلام جذب شوند نه اینکه انها را از درگاه اسلام برهاند!

عالم دینی یا روحانی؟

اینها تقریبا ویژگی های اصلی یک "عالم دینی" بود.

ما با یک نگاه اجمالی به "عالمان دینی" امروز یا به قول معروف «روحانیت» امروز و حوزه های علمیه متاسفانه 10% "عالمان دینی" واقعی را می توانیم پیدا کنیم. شاید هم 10% اغراق باشد و 5-6% هم نشود. مشکل انجا اساسی تر می شود که مردم به خصوص نسل جوان امروز، این "روحانی" را که هیچ شباهتی به "عالم دینی" واقعی ندارد، نماینده اسلام می داند و هرکار بد او را از چشم اسلام می بیند و اگر این "روحانی" (که هیچ شباهتی به عالم دینی واقعی ندارد) پاسخگوی پرسش ها، نیاز ها و خواسته های او نباشد، اسلام را کامل نمی داند و اینطور می پندارد که اسلام پاسخگوی نیازهای او نیست. اگر امروز در جامعه به ظاهر اسلامی ما، جوانی را دیدید که از اسلام و دینداری می گریزد، تنها او را مقصر ندانید زیرا مقصر اصلی ان "روحانی" است که 2تا کتاب در حوزه علمیه خوانده(مبالغه کردم) و عمامه بر سر گذاشته و عبا یر دوش؛ خود را یک "عالم دینی" جا زده است. درحالی که سر و وضعش اصلا شبیه به مردم نیست، زندگی اش، ریخت و پاش هایش، اقازاده هایش هیچ شباهتی به مردم ندارند. حکم جهاد و ذکات و خمس و عمل صالح را فقط برای مردم تجویز می کند و خود را عاری از هرگونه اشتباه نشان می دهد و مردم را خطا کار؛ درحالی که خود بزرگترین «خطا» است!

این "روحانی" راحت نشین که خوشی زده زیر دلش و با شکم گنده اش که انگار 3 راس هندوانه را باهم غورت داده، می رود با 70 سال سن دختر 19 ساله صیغه می کند،چرا ان جوان دوست دختر یا دوست پسر نداشته باشد؟ متاسفانه دین در چشم برخی جوانان دین گریز «اشتباهی» نشان داده می شود و «غرب زدگی» ان ها  مانع از درک اشتباه خودشان می شود. نشستن پای برنامه های ماهواره ای از یک طرف و ریاکاری "روحانی" دروغ گو از طرف دیگر، جوان نورسیده را سردرگم می سازد. اینجا بود که گفتم «روحانیت امروز که با "عالم دینی" واقعی فاصله زیادی دارد، نمی تواند پاسخ گوی نیاز های اسلامی مردم باشد.»

متاسفانه این «روحانیت» که از مردم می گریزد و مردم هم از ان؛ نه تنها پاسخ گوی «اعمال» و «اموال» خود نیست و پاسخ گوی نیازهای اسلامی مردم نیز نمی باشد  دارای «حاشیه امنیتی» خاصی شده است و به علت «تقدس بخشی» عده ای خاص و خود روحانیت، حوزه علمیه شده است مدینه فاضله! و به صورتی که تو می ترسی از یک روحانی ایراد بگیری و یا از او انتقاد کنی چنان بر تو می خروشند که: اری، تو کافری و به روحانیت توهین کردی زیرا روحانیت همان اسلام و اسلام همان روحانیت است! درحالی که تو نه به روحانیت توهین کردی نه به اسلام!

این «عنوان مقدس» برای این قشر از افراد که "روحانیت" و بالا منبر نشستن برایشان شده است یک شغل پر درامد به حدی به انها امنیت کاذب عطا کرده است که حتی دادگاه جداگانه دارند: «دادگاه ویژه روحانیت»! اخر چرا یک روحانی باید در یک دادگاه دیگر وبه شیوه ای دیگر به قانون گریزی اش رسیدگی شود؟ متاسفانه باید بگویم : امروز "روحانیت" دیگر نمی تواند یک پناهگاه امن اسلامی برای اسلام خواهان باشد. زیرا انقدر در لذت های دنیایی (=ذلت) غرق شده که یادش رفته او برای انجام وظیفه ای بسیار مهم درس خوانده است و به حوزه علمیه رفته است. تلنگر های دلسوزان اسلام و به خصوص رهبر معظم انقلاب هنوز هم انها را به خود نیاورده و به کلی از یاد برده اند که "روحانی" کیست؟ و چگونه باید باشد! و ما می بینیم که مردم هر روز از "روحانیت" و "روحانیت" هر روز از مردم دورتر می شود. «شکافی» که اصلا به صلاح جامعه اسلامی نیست و باید فکری به حالش کرد!

                                                                                                        والسلام

                                                                                              اللهم عجل لولیک الفرج           

نوشته شده در جمعه 1390/11/07ساعت 13:29 توسط سیما| |

   نامه ای به برادر شهیدم                                       

                                               یا غیاث المستغیثین

        نه از مهر و نه از کین می نویسم                   نه از کفر و نه از دین می نویسم

        دلم خون است ، می دانی برادر                 دلم خون است ، از این می نویسم

برادر شهیدم سلام

خوبی ؟خوشی؟ سلامتی؟ بله! معلوم است که خوبی، تو «عند ربک یرزق» هستی باید هم خوب باشی خوش به حالت که شهید شدی و به پروردگارت پیوستی! خوش به حالت!

امروز می خواهم برایت نامه بنویسم نامه یک خواهر به برادر شهیدش؛از دردهایم بگویم، از مشکلات و از امید به پیروزی حق که از شما شهدا سرچشمه می گیرد.

برادر، امروز جامعه ایران اسلامی تغییر کرده است وشایدهم تغییر نکرده است و این فقط من هستم که تازه خود را یافته ایم! هروز فکرم مغشوش است، هر روز یک خبر جدید می شنوم:فلانی گفته فلان یا فلان کس بازداشت شد و ... و... و... حالم بهم می خورد از اینکه بعضی ها یک روز درمیان عقایدشان از این رو به ان رو می شود و هر روز با یک نقاب و یک ژست جدید اظهار کلام میکنند! و من هاج و واج مانده ام مانند کودکی که در بحبوحه جمعیت کثیری مادرش را گم کرده و به این سو و ان سو می دود اما خبری از مادرش نیست!هر بار به وبلاگ ها سر می زنم می بینم یک یا چند وبلاگ فیلتر شده اند، تنها کاری که از دستم بر می اید این است که با دستم محکم به شقیقه ام می کوبم و می گویم" آخ! این یکی هم فیلت شد!"

می خواهم یک راست بروم سر اصل مطلب، از مقدمه چینی خوشم نمی اید. راستش من فکر می کردم از زمانی که احمدی نژاد رئیس جمهور بشود ماهم می توانیم نفس راحتی بکشیم (نه اینکه دنیا گلستان می شود؛ نه! اصلا منظورم این نیست) و می پنداشتم در سیاهی غرب زدگان و بردگان «سکه» که حاکم بر کشور شده بودند امروز احمدی نژاد افتاب تابان ایران شده است اما هرچه جلوتر امدیم، فضا تنگ تر شد! همه نقاب ها از صورت برداشته حمله کردند و تاختند.خودشان فتنه کردند و با دشمنان قسم خورده اسلام و ایران همکاری اما انگشت اتهام را به سمت ما دراز کردند؛ خودشان اختلاس کردند و از مال مردم سواستفاده اما بازهم مارا متهم ساختند؛ خودشان قانون را زیر پا گذاشتند اما ما را محاکمه کردند و به بازداشتگاه سپردند؛ خودشان از خط اسلام و امام و ولایت منحرف شدند اما ما را «جریان انحرافی» نام نهادند! برادر، چگونه بگویم؟من خود می دانم که تو از من بر امور واقف تری، این ها را فقط برای دل خودم به تو می گویم.

وقتی به جبهه رفتی و شهید شدی دیدی شهدا را که چگونه برای ایران اسلامی جانبازی و فداکاری می کنند؛ دیدی مردم را که چگونه از حق خود می گذشتند تا ایران جنگ را پیروز شود؛ دیدی مردم چه سختی ها کشیدند و دیدی «بعضی» ها چطور در ان وضعیت حساس به بیت المال چنگ می انداختند و دیدی اقازادگانی را که به جای انکه پابه پای ملت استقامت کنند، پاروی پا انداخته و درسواحل دریا افتاب می گرفتند و دیدی مسئولینی را که چطور مال ملت را هدر دادند تا جیب خود را پرکنند وحال همان ها که پشت ملت مقاوم ایران را خالی کرده بودند شده اند دایه مهربان تر از مادر و خد را قیّم حقوق ملت می دانند! بازار را بین خودشان دست به دست می کنند و می گویند احمدی نژاد بی عرضه است؛ خودشان حکومت اسلامی را تضعیف می کنند و می گویند احمدی نژاد انحرافی است؛ طرفداران احمدی نژاد را در انتخابات رد صلاحیت می کنند ان وقت می گویند احمدی نژاد می خواهد تقلب کند؛ خودشان با سران فتنه نامه نگاری می کنند ان وقت می گویند «جریان انحرافی» به اصلاحات نزدیک است. جالب است!

برادرم، دستانم می لرزد. نمی دانم چگونه به تو بگویم؟ جامعه ما رنگ باخته است. دغدغه های اصلی خود را کنار گذاشته وبه حواشی متوسل شده است! چقدر سخت است آدم فریاد خودش را غورت بدهد و بغض اش نترکد و نتواند گریه کند! هرجمعه بلند می شویم "امروز دیگر تمام است، دیگرراحت می شویم، امام می اید!" اما باز باید انتظار کشید، انتظار...انتظار...انتظار... باز باید خون خورد و دم نزد، باز باید سیلی خورد حرف نزد، باز باید «دید» و اعتراضی نکرد!

باز باید ماهواره را روشن کرد که چگونه تو را می کوبد و یا روبه روی دکّه روزنامه فروشی ایستاد که رسانه ها چگونه تو را له میکنند و چگونه حقیقت رنگ می بازد و تو می خواهی با چنگ و دندانت و هرطور شده از حقیقت دفاع کنی و نگذاری عدالت خواهی بمیرد و باز باید اشک هایت نوشته هایت را خیس کنند و یک جمعه دیگر به انتظار بنشینی تا «او» بیاید...

برادرم، بیش از این سرت را درد نمی اورم اما این را بدان که شما «چراغ» راه ما هستید؛ ما با نور شما تاریکی را می شکافیم و ظلمت را می شکنیم. شما هم پناه ما باشید که چشم های ما به دستان پاک شما دوخته شده است!

                                                                                         اللهم عجل لولیک الفرج

                                                                                                      یاعلی

نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/28ساعت 15:42 توسط سیما| |

درحالی که بابل در مشکلات و کاستی ها غوطه ور است:

دلواپسی نماینده بابل برای گاوها و گوساله ها!

کریمی فیروزجایی نماینده بابل در مجلسگاوها! اقای کریمی دلواپس است!

تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت-علي كريمي، نماينده مردم شهرستان بابل در مجلس، طي سخناني در جمع طلاب و فضلاي بابلي مقيم قم، مدعي شد اطرافيان رئيس‌جمهور در واردات گوساله نيز دخل و تصرف دارند! وي دراين خصوص اظهارداشت: «يكي از مسئولان سابق، توانسته با كمك اطرافيان رئيس‌جمهور دهها هزار گوساله! را از مرز سيستان و بلوچستان وارد كشور كرده و به بخش دامداري و نيز دامداران لطمات سنگيني وارد كند.» با توجه به اين كه، چندي است افراد مختلف از زدن هر نوع اتهامي به رئيس‌جمهور و اطرافيانش ابا ندارند شايسته است مراجع قانوني حداقل از اين افراد مدارك لازم جهت اثبات ادعاهايشان را مطالبه نمايند.

درخواستی از اقای نماینده:

اقای کریمی بهتر نبود به جای دیدار با طلاب بابلی انهم مقیم قم پای سخنان  مردم عادی بابل می نشستید و به مشکلات شهر و مردم رسیدگی می کردید؟

شما و اقای نریمان چنان برای تبلیغات انتخابات مجلس خیز برداشته اید که (قبلا هم فراموش کرده بودید) الان وضعیت مردم شهر بابل را فراموش تر کرده اید! 


گفتیم گاوها و گوساله ها! من یاد دوستان اقای نریمان افتادم!

را۳۰ اقای نریمان دوستانتون خوب هستن؟دعوتنامه رسمی واسشون نوشتید تشریف بیارن بابل!یادتتون نیس؟

دوستان اقای نریمان

نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 11:28 توسط سیما|

وظیفه گشت ارشاد، راهنمایی جوانان است نه توهین
بازداشت خبرنگار محجبه به‌خاطر خطای دید مأموران!
ارشاد یا توهین؟
اینجا میدان ولیعصر تهران است، بسیاری از شهروندان به‌همراه خانواده خود برای خرید و گذراندن اندکی از اوقات فراغت در روز پایانی هفته مشغول خرید مایحتاج خود هستند. در همهمه جمعیت مأموران گشت ارشاد را می‌بینی که در یافتن فردی بدحجاب در تلاشند.
 
تشکل دانش اموزی ره پویان عدالت-این بار قرعه به‌نام خبرنگاری می‌افتد که تنها چیزی که در او نمی‌توان جست‌وجو کرد بدحجابی است. بارها و بارها اطلاع‌رسانی رسانه‌ها درباره نوع برخورد با جوانان و نحوه ارشاد و راهنمایی آنها به مزاج برخی از مسئولان و نهادها که به‌نوعی با آن موضوع سر و کار دارند خوش نیامده و رسانه‌ها را برای فرار از واقعیت‌ها به نوعی متهم به دروغگویی و خلاف واقعیت می‌کنند. این‌بار خبرنگار ما شاهد چگونگی برخورد مأموران گشت ارشاد با خود و برخی از خانم‌های دیگر شد که به ‌نظر می‌رسد شنیدن گفتار و دیدن نوع برخورد با شهروندان مدرک محکمی بر رد این‌گونه اتهامات است.
برخی از شهروندان که بیشترین آنها کم تجربه و از گروه سنی پائین هستند گاهی براساس سلایق شخصی از لباس‌هایی استفاده می‌کنند که از دید مأموران گشت بدحجابی تلقی می‌شود، کلمه «ارشاد» به معنای راهنمایی، مشاوره و آگاه‌سازی درست است نه ایجاد رعب و وحشت اما گاهی از این کلمه در گشت ارشاد بدرستی استفاده نمی‌شود و جای خود را به برخورد‌های لفظی می‌دهد که در مواقعی به درگیری‌های لفظی هم نیز ختم می‌شود.
هرکس دارای شخصیت و هویت و از حیثیت اجتماعی برخوردار است که همگان باید با احترام گذاشتن به هویت اجتماعی افراد در نوع برخورد خود دقت نظر بیشتری به خرج دهند. از آنجا که روانشناسان معتقدند نوع برخورد با جوانان باید دوستانه و عاری از هرگونه تهمت و اختلال در شخصیت آنها باشد اما گاه دیده می‌شود با برخوردهای تند آن هم در ازدحام جمعیت علاوه بر ایجاد نگرانی در بین مردم، موجب توجه نگاه دیگران به این جوانان می‌شود.
از طرفی عدم آگاهی و ارائه آموزش‌های لازم موجب می‌شود تا برخی از مأموران گشت ارشاد به افرادی که به بهانه بدحجاب بودن باز خواست می‌شوند به چشم یک متهم نگاه کنند.
چگونگی پوشش افراد در چارچوب قانون و شرع سلیقه‌ای است، این‌که باید پوشش شهروندان مطابق با عرف جامعه و در راستای موازین اسلامی باشد شکی نیست. اما باید با راهکارهای صحیح، منطقی و اصولی و گفتمان دوستانه و دقت در ارائه کالا و پوشش مناسب فرد را راهنمایی و ارشاد نمود. به ‌نظر می‌رسد اجبار مأموران گشت ارشاد در میان جمعیت برای سوار شدن فردی که از نظر آنها بدحجاب تلقی می‌شود حتی از نگاه مسئولان امری پسندیده نیست.
چرا برای آگاه‌سازی و شفاف‌سازی جوانانی که نیاز به راهنمایی دارند از راهکارهای دیگر آموزشی استفاده نمی‌شود و باید از ابزار زور استفاده کرد. اصرار بر سوار شدن به خودرویی که معنا و مفهومی متفاوت از نگاه شهروندان دارد اضطراب را در جوانان افزایش می‌دهد و موجب آسیب‌دیدن شخصیت آنها می‌شود و شاید زمینه را در وجود آنها برای ارتکاب هر کاری خلاف عرف جامعه فراهم ‌کند. چرا که جوانی که سوار بر خودروی گشت ارشاد می‌شود به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی تهران بزرگ مراجعه می‌کند و در ردیف متهمان می‌ایستد و حتی اجازه تماس با خانواده از او سلب می‌شود و نوع پوشش او جرم محسوب شده و از او به همراه نوشته‌ای مبنی بر اتهام وارده عکس گرفته می‌شود.
پنجشنبه‌شب وقتی مأمور گشت جلوی خبرنگاری را می‌گیرد و از او کارت شناسایی می‌خواهد خبرنگار بر حسب اعتماد کارت خود را ارائه می‌دهد اما مأموران گشت کارت او را که به نوعی نشان دادن هویت اوست، نادیده می‌گیرند و شغل و حرفه او را زیر سؤال می‌برند و حتی به رسانه‌ای که خبرنگار در آن فعالیت می‌کند، توهین می‌کنند. نداشتن ارزش و اعتبار کارت یک خبرنگار از سوی آنها، به نوعی توهین به شغل و حرفه خبرنگار است. با این حال اصرار آنها برای سوار شدن خبرنگار به خودروی گشت بی‌نتیجه می‌ماند و خبرنگار برای تحویل کارتی که به ناحق از او سلب شده، به مرکز... در خیابان وزرا می‌رود.
با ورود خبرنگار به مجموعه، کارکنان اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی تهران بزرگ پوشش اسلامی خبرنگار را تأیید کرده و رفتار مأموران گشت را «خطای دید» و کم‌تجربگی آنها تلقی می‌کنند. این بار خبرنگار برای اعاده حیثیت و به منزله اعتراض به عملکرد مأموران، خواستار شکایت و اعلام نارضایتی از مأمورانی می‌شود که به ناحق به او تهمت بدحجابی زده‌اند. در نتیجه کارکنان حاضر در محل، شکایت خبرنگار را منوط به بازداشت وی و نگهداری او تا زمان ارسال مدارک به دادسرا می‌دانند. علاوه بر آن، از وی می‌خواهند که نوشته‌ای مبنی بر عدم شکایت از مأموران، ‌احساس ندامت و عذرخواهی از مأموران گشت ارائه دهد! جالب این که جوابگویی به خبرنگار به مدت چهار ساعت ادامه می‌یابد. از خبرنگار خواسته می‌شود تا به علت کم‌تجربگی و کم سن و سال بودن مأموران، از شکایت خود منصرف شود و با اعلام رضایت از عملکرد آنها، کارت را تحویل گرفته و محل را ترک کند.
سؤال اینجاست که وقتی با یک خبرنگار آن هم بی‌گناه این گونه برخورد می‌شود، برخورد آنها با سایر شهروندان چگونه است؟ بسیاری از خانم‌های انتقال یافته به این مرکز نگران و مضطرب هستند. تنها کاری که در این گونه مراکز صورت نمی‌گیرد، مشاوره و راهنمایی است.
تلفن همراه خبرنگار به همراه سایرین ضبط می‌شود و به آنها اجازه تماس داده نمی‌شود. گرفتن تصویر از خانم‌هایی که به اتهام بدحجابی به آنجا انتقال یافته‌اند، صورت خوشی نداشته و امتناع آنها از این کار نتیجه نمی‌دهد. معمولاً از متهمانی که جرم‌شان سنگین و به کرات اتفاق افتاده، تصویربرداری می‌شود نه این که فردی برای نخستین بار از روی ناآگاهی عملی را مرتکب شده و در همان بار اول از او بازجویی و تصویربرداری ‌شود. استفاده از این گونه برخوردهای تند و غیردوستانه با افرادی که به هر علتی مرتکب خلافی می‌شوند، پسندیده و جایز نیست. چون ذهنیت جوانان ما درباره کلمه «گشت»، «مأموران گشت» و «ارشاد» به گونه‌ای شکل می‌گیرد که اعتماد را از آنها سلب می‌کند و دیگر مأموران به عنوان یک دوست برای آنها محسوب نمی‌شوند.
بلکه سعی می‌کنند از دید آنها مخفی بمانند. حفظ حرمت و شخصیت اجتماعی برای همه افراد امری الزامی است که باید همواره مدنظر همگان قرار بگیرد. پلیس و مأموران گشت نیز از این امر مستثنی نیستند. نباید اجازه داد که فردی با استفاده از نام پلیس و مأمور که همگان به آن احترام می‌گذارند، خدای ناکرده با برخوردهای تند، اعتماد عمومی را خدشه‌دار کند. جایگاه پلیس باید در قالب تعاریف آن حفظ شده و هیچ شخصی به خود اجازه ندهد که چون پلیس است، پس باید هرگونه برخورد غیراجتماعی از او سر بزند و در نتیجه عملکرد آنها را زیر سؤال ببرد. حضور اتفاقی یک خبرنگار در جمع افرادی که به علت‌های گوناگون به مرکز... انتقال داده شدند و مشاهده نوع برخورد با آنها، ‌خود دلیل محکمی بر این ادعاست.
برای پیگیری موضوع با سعیدفر، رئیس اطلاع‌رسانی پلیس تهران و سردار ساجدی‌نیا، رئیس پلیس تهران تماس گرفتیم اما پاسخی دریافت نکردیم. روزنامه ایران برای انتشار توضیحات پلیس آمادگی کامل دارد.

نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 11:11 توسط آریانا| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody